تبليغاتX
 به بوی او........لحظه دیدار نزدیک است...

دلت گرفته؟!

هر وقت دلت گرفت بنويس! واژه هاي زيبا تو دنيا زياد هست كه بتونه به دلت شفافيت و زلاليت و جلا بده... خدا ،عشق، زيبايي، زيبايي، زيبايي، زيبايي،....


 

نوشته شده توسط خاك فنا در 88/04/14 ساعت موضوع | لینک ثابت


مناجات...

خدايا...

 به مشيت نافذ خود به ما رفعت مقام عطا فرما

تا به زمين و تن فرو نمانيم چون سگان و چارپايان و بسي گمراه تر

كه به حال خود واگذارده شويم و زبان  عوعو سركشيم

خدايا ...

ما را به لطف خود هدايت فرما

 و دلهايي لبريز از ادراك و معرفت

و ديده هايي با نور بصيرت

و گوشهايي شنواي حقيقت

و قوه ادراك مصلحت عنايت فرما

تا به بازيچه دنيا غافل از حقيقت نشويم

و از جايي كه فهم آن نكنيم مستحق عقابمان نكني...


 

نوشته شده توسط خاك فنا در 88/04/10 ساعت موضوع | لینک ثابت


راه نشانم بده...

ای که مرا خوانده ای ...راه نشانم بده....


 

نوشته شده توسط خاك فنا در 88/03/21 ساعت موضوع | لینک ثابت


آیینه ها...دیوار ها...

آینه ها در چشم ما چه جاذبه ای دارند

آینه ها که دعوت دیدارند

دیدار هایی کوتاه از پشت هفت دیوار

دیوار های صاف

دیوار های شیشه ای شفاف

دیوار های تو

دیوار های من

دیوار های فاصله بسیارند

آه...دیوارهای تو همه آیینه اند

آیینه های من همه دیوارند...


 

نوشته شده توسط خاك فنا در 88/03/06 ساعت موضوع | لینک ثابت


راز...

آفتابگردان هرگز راز این معما را نفهمید که چرا رسوایی عشق به گردن او افتاد...

        ...مگر این آفتاب نبود که هر روز شرق و غرب آسمان را می پیمود تا نور را به او هدیه دهد؟؟؟


 

نوشته شده توسط خاك فنا در 88/02/26 ساعت موضوع | لینک ثابت


در انتظار صبح...

   


 

نوشته شده توسط خاك فنا در 88/02/14 ساعت موضوع | لینک ثابت


تو مسئولی...

خدایا !!!

 آنكه مسئول است ، نباید ویران كردن را بیاموزد .


 

نوشته شده توسط خاك فنا در 88/02/10 ساعت موضوع | لینک ثابت


بیا...

باران كه مي بارد تو مي آيي

باران گل باران نيلوفر

باران مهر و ماه و آيينه

باران شعر و شبنم و شبدر

...

باران كه مي بارد تو در راهي

از دشت شب تا باغ بيداري

از عطر عشق و آشتي لبريز

با ابر و آه و آسمان جاري

...

غم مي گريزد غصه مي سوزد

شب مي گدازد سايه مي ميرد

تا عطر آهنگ تو مي رقصد

تا شعر باران تو مي بارد

از لحظه هاي تشنه بي آب

تا روز هاي با تو باراني

غم مي كشد مارا و مي بيني

دل مي كشد ما را تو مي داني

            دل مي كشد ما را تو مي داني....


 

نوشته شده توسط خاك فنا در 88/02/07 ساعت موضوع | لینک ثابت


ياد من باشد كاري نكنم كه به قانون زمين بر بخورد...

 ماه بالاي سر آبادي است

اهل آبادي در خواب

روي اين مهتابي خشت غربت را مي بويم

باغ همسايه چراغش خاموش

من چراغم خاموش

...

غوك ها مي خوانند

مرغ حق هم گاهي

...

كوه نزديك من است:پشت افراها سنجد ها

و بيابان پيداست

سنگ ها پيدا نيست گلچه ها پيدا نيست

سايه هايي از دور مثل تنهايي آب مثل آواز خدا پيداست

...

ياد من باشد كاري نكنم كه به قانون زمين بر بخورد

...

ياد من باشد تنها هستم

ماه بالاي سر تنهايي است

....

 


 

نوشته شده توسط خاك فنا در 88/02/07 ساعت موضوع | لینک ثابت


محکوم...

ای‌ خداوند!

به‌ متعصبین‌ ما فهم‌ و به‌ فهمیدگان‌ ما تعصب‌

 و به‌ زنان‌ ما شعور و به‌ مردان‌ ما شرف‌

و به‌ اساتید ما عقیده‌ و به‌ دانشجویان‌ ما نیز عقیده‌

و به‌ خفتگان‌ ما بیداری‌ و به‌ دینداران‌ ما دین‌

و به‌ محافظه‌كاران‌ ما گستاخی‌ و به‌ نشستگان‌ ما قیام‌

و به‌ راكدان‌ ما تكان‌ و به‌ مردگان‌ ما حیات‌ و به‌ كوران‌ ما نگاه‌

و به‌ خاموشان‌ ما فریاد و به‌ مسلمانان‌ ما قرآن‌

و به‌ شیعیان‌ ما علی‌ و به‌ فرقه‌های‌ ما وحدت‌

و به‌ حسودان‌ ما شفا و به‌ خودبینان‌ ما انصاف‌

و به‌ فحاشان‌ ما ادب‌ و به‌ مجاهدان‌ ما صبر و به‌ مردم‌ ما خودآگاهی‌

و به‌ همه‌ ملت‌ ما همت‌ تصمیم‌ و استعداد فداكاری‌ و شایستگی‌ نجات‌ و عزت‌ ببخش

دكتر شريعتي

 


 

نوشته شده توسط خاك فنا در 88/01/26 ساعت موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting